از ۸ سالگی علاقه مند بودم به این رشته.. رویاپردازی های فراوانی براش میکردم
نمیدونم ده یا دوازده ساله بودم که از اینترنت (اون موقع مثل الان وای فای و اینا نبود و اینترنتا اغلب dial up بودن. یادش بخیر )
برچسب:
نویسنده: سجاد رضاپور
بازم میگم.. فوق العاده خیال باف و رویاپرداز بودم همش خودم رو توی اون روپوش سفید رویاهام تصور میکردم با کلی سواد و محبوبیت خب این واقعا یکی از فانتزی هایی هست که هر ادمی که این رویا رو داره تو دنیای خ
برچسب:
نویسنده: سجاد رضاپور
پایتخت خیلی ناآشنا نبود فامیل زیاد داشتیم قبلا چند بار رفتم تهران. ولی خب اولش گیج کننده بود یکم.. مترو ها BRTها شمال جنوب شرق غرب... بلاخره عادت کردیم.
اولین جلسه کلاس تشریح برام واقعا هیجان انگیز بو
برچسب:
نویسنده: سجاد رضاپور
میخوام از تجربیات بی نظیری بگم که شاید براتون جالب باشه ..
ماجرای اربعین یکی از ماندگار ترین خاطرات زندگی من شد. ترم چهار بودم و علوم پایه. هنوز دکی هم نشده بودیم چه برسه به دکتر!! منتها بنا بر تقدیر
برچسب:
نویسنده: سجاد رضاپور
به یک نتیجه ای رسیدم... دانشجوی پزشکی اگه متاهل نباشه چیزی از زندگی نمیفهمه
وقتی علوم پایه با همه دردسراش تموم میشه ، وقتی تو فیزیوپات هرهفته امتحان بدی هرروز بایستی حداقل دوسه ساعت وقت بزاری تا مطالب
برچسب:
نویسنده: سجاد رضاپور
برچسب:
نویسنده: سجاد رضاپور

برچسب:
نویسنده: سجاد رضاپور
برچسب:
نویسنده: سجاد رضاپور